تبليغاتX
هنر رزمی تای چی چوان - اساتید نام آور تای چی چوان
تای چی چوان در بین هنرهای رزمی ، گوهریست که اساتید برجسته آن علاقه چندانی به شناخته شدن و کسب شهرت نداشتند و این افتادگی و شخصیت والا ،تا به امروز و اساتید معروف معاصر نیز ادامه یافته است تا جائیکه  اگر شما از یکی از آنها سوال کنید که تای چی را تا چه حدی میداند ، جواب خواهد داد ، من تجربه اندکی در این زمینه دارم  . و یا در مسابقات جهانی ووشوی سنتی که در یکی دو سال اخیر برگزار شد دیدیم که یکی از ۱۰ استاد برتر ووشوی چین ، همانند دیگر شرکت کنندگان در مسابقه شرکت نموده و در صف ثبت نام و تحویل مدارک می ایستد و اجازه نمی دهد ارفاقی در این خصوص برای او قائل شوند. آنچه در ادامه مطلب خواهید خواند معرفی برخی از اساتید گذشته ، معاصر و حال حاضر تای چی چوان است که با ذکر خاطراتی از آنها همراه شده است .

 * چن فا که     Chen  Fa Ke

Chen Fa Ke

چن فا که از اساتید برجسته تای چی چوان است که در سال ۱۸۸۷ میلادی در روستای چن جیاگو یعنی زادگاه تای چی چوان ، چشم به جهان گشود . او متعلق به هفدهمین نسل خاندان چن و وارث هنر رزمی این خاندان است . پدر بزرگ او  " چن چانگ شین " معروف است که اصلاحات مهمي در اين هنر بعمل آورده و براي نخستين بار آن را به هنر آموزي غير منتسب به خانواده خود آموخته است.  چن فا كه ، با شور و اشتياق فراوان از يادگار خانوادگي خود حفاظت كرده است . او در تمرينات خود بقدري ساعي بود كه برنامه ۳۰ بار تمرين فرم تاي چي چوان ( ۱۰ بار صبح ، ۱۰ بار ظهر و ۱۰ بار شب) را براي خود به يك قانون تبديل كرده بود. او در آفتاب تابستان به اجراي فرم ميپرداخت تا با استفاده از سايه خود ، نكات و اشكالات حركت خود را ببيند و اصلاح كند . او گاهي اوقات ، تا ۱۰۰ بار فرم خود را در يك روز تمرين ميكرد و در كنار آن تمريناتي با يك ديرك حدودا ۴ متري بقطر ۱۵ سانتيمتر ، نيز انجام ميداد. او براي تقويت مچ و ساعدهاي خود ، ديرك را تا ۳۰۰ مرتبه در روز با شوكي قوي به حركت در مي آورد. آغاز معروفيت او در روستاي محل تولدش به زماني برميگردد كه او فقط ۱۷ سال داشت . در آن زمان مرد تنومند و قوي هيكلي در روستا زندگي ميكرد كه با لقب   گاو ميش شناخته ميشد. يك روز گاوميش محكم مچ دست فاكه را گرفت و فاكه فقط با اجراي يك شوك تاي چي چوان نه تنها مچ خود را رها كرد بلكه گاوميش را بر روي زمين پرتاب كرد. وقتي او از زمين بلند شده و سعي داشت مجددا چن را بگيرد ، چن با استفاده از حركت " اژدهاي سياه از آب بيرون مي آيد " ، حمله حريف را مهار كرده و طوري او را  پرتاب ميكند كه در فاصله ۳ متري و بر پشت روي زمين فرود مي آيد. فاكه در ۲۰ سالگي در مسابقه اي از مبارزات ووشو كه در شهر نزديك روستاي او برگزار شده بود شركت  میکند که هيچ حريفي نمي تواند در مقابل او مقاومت نمايد. كم كم آوازه و شهرت او در منطقه پيچيده و خبر ظهور اين پديده به گوش فرمانروا  هان فو جو (Han Fu Ju) میرسد. فرمانروا پیکی را نزد چن فرستاده و از او دعوت میکند تا به مقر فرمانروایی او رفته و مقام استاد ارشد هنرهای رزمی آنجا را بر عهده بگیرد . چن صراحتا این پیشنهاد را رد میکند که این کار او حاکم را بخشم آورده و با اشاره ای به یکی از مردان خود دستور میدهد تا با نیزه به گلوگاه چن حمله کند . چن که کاملا غیر مسلح بود ، منتظر رسیدن نوک نیزه مانده و آنگاه با نشستی ناگهانی و با نیروی چرخشی تای چی ، دایره ای را در هوا با دستانش ترسیم کرده و دسته نیزه را محکم میگیرد . سپس با پیچشی مختصر و با انتهای نیزه ، ضربه ای به مرد حمله کننده وارد می آورد که او را چند متری به عقب پرتاب میکند. حاکم راضی نشده و از چن میخواهد تا در وسط دایره ای بایستد و دستهایش را در پشت بدنش نگهدارد. آنگاه از چن میپرسد آیا میتواند از پس حمله یکی از مربیان ووشو که با شمشیر پهن به او حمله میکند ، برآید. چن پاسخ میدهد : " میتوانید آزمایش کنید ". وقتی آن مربی با تیغه شمشیر خود به چن حمله میکند ، چن فاکه بدون آنکه از دایره خارج شود ، حمله را مهار کرده و با اجرای تکنیکهای " دو موج " و " دو لگد " از فرمهای چن تای چی چوان ، شمشیر را از دست  حریف خارج کرده و او را مغلوب مینماید. چن فاکه در سال ۱۹۲۸ میلادی بنا به دعوت چن ژائوپی (Chen Zhaopei) نوه عمویش ، به شهر پکن میرود تا به آموزش تای چی چوان بپردازد. در آن زمان سه برادر بنام " لی (Li) " در پکن زندگی میکردند که در هنرهای رزمی شهرت فراوانی داشتند. برادران لی بسیار متکبر و مغرور بودند و برای تای چی چوان خانواده چن اهمیتی قائل نبودند. وقتی برادران لی خبر ورود چن فاکه به پکن را دریافت میکنند ، از وی برای مبارزه دعوت بعمل میآورند. چن وقتی به خانه آنها میرسد که هر سه برادر درخانه بودند. ابتدا برادر بزرگتر که قد بلند و چهارشانه بوده است ، با نخوت و لحنی توهین آمیز شروع به صبحت کرده و در حمله به چن پیش قدم میشود. چن با حرکتی برق آسا و فریاد " ها " ، برادر بزرگتر را به لبه پنجره کنار در میکوبد و  دو برادر دیگر با دیدن این صحنه ، جرات نمی کنند هیچ حرکتی از خود نشان دهند. پس از این اتفاق ، شهرت چن فاکه  در پایتخت می پیچد بطوریکه او دیگر قادر نبوده جمعیت مراجعین را برای فراگیری تای چی چوان ، مهار کند. در بین مراجعین علاقمند برای یاد گیری تای چی چوان ، " شو یوشن (Xu Yushen) "  که بعدها رئیس مرکز ووشوی بی پینگ (Beiping) شد و اساتید مطرحی همچون  " لی جیان خوا (Li Jianhua) " و  " شن جیاژن (Shen Jiazhen) " هم حضور داشتند. آنها نزد چن آمده و درخواست مبارزه دوستانه ای میکنند و در حین مبارزه بر مهارت بالای چن ، صحه گذاشته و از او میخواهند هنر خود را به آنها نیز آموزش دهد. " یانگ شیائولو (Yang Xiaolou) " هنرپیشه معروف اپرای پکن که در حرکات کونگفو مهارت داشته و نقش قهرمانان اساطیری را روی صحنه ایفا میکرد نیز از چن میخواهد تا استاد کونگفوی او باشد. شاگردان چن ، متفق القول به مهارتهای ناب استاد خود معترف بودند و بهمین مناسبت ، یک جام نقره با کنده کاری " بزرگترین استاد تای چی " بصورت جمعی به او اهدا مینمایند. چن فاکه پس از آن ، مرکز آموزش ووشوی خود را در پکن دایر نموده و بتدریج به گسترش تای چی چوان خانواده چن میپردازد. 

Chen Fa Ke

   روزی " شو یوشن " که مسئول برگزاری یک سری از مسابقات ووشو در پکن بود ، از چن هم برای مشاوره دعوت نموده و در حال بحث بر سر قوانین مسابقات بودند که یکی پیشنهاد میدهد ، زمان مبارزه ۱۵ دقیقه باشد. چن فاکه، سه شماره شمرده و میگوید ، برای تعیین برنده یک ، دو ، سه شماره کافیست . " لی جیا خوا " که در آنجا حضور داشت نگاهی تردیدآمیز به چن میکند . چن با لبخندی میگوید اگر باور نداری میتوانیم آزمایش کنیم . لی که دو متر قد و ۱۰۰ کیلوگرم وزن داشته برپامیخیزد. او پیش از این استاد آموزش ووشو در دانشگاه شمالشرقی چین بوده و در سبک پاکوای ووشو نیز مهارت داشته است . لی با حرکتی به چن نزدیک شده و چن با یک حرکت لولایی ، یک تکنیک تدافعی اجرا مینماید که در نتیجه ضربه ، لی در حدود ۳۰ سانتیمتر از زمین بلند شده و محکم به دیوار مقابل برخورد میکند .در اثر این برخورد قاب عکس شیشه ای روی دیوار تکه تکه میشود . با آنکه لی آسیبی نمی بیند اما ذرات پودر گچ دیوار ، در نسوج لباس او نفوذ کرده بودند!  در آن مسابقه ، " شن سان (Shen San) " کشتی گیر معروف ملی چین هم شرکت کرده بود. پس از کمی گفتگوی دوستانه ، شن از  فاکه میپرسد : یک استاد تای چی در مواجه با یک کشتی گیر ، چه کاری میتواند بکند ؟ چن با لبخند پاسخ میدهد : مگر شما میتوانید حریفتان را خودتان انتخاب کنید؟ آنگاه توافق میکنند نمایشی از رویارویی یک استاد کشتی با یک استاد تای چی را نشان دهند. چن دو دست خود را بلند کرده و از شن میخواهد که  او را بگیرد. وقتی شن دستهای چن را میگیرد ، تمامی حاضرین توقع یک درگیری و زورآزمایی را داشتند . ولی این حالت بیشتر از ۳ ثانیه طول نمی کشد و هردو مبارز میخندند . مبارزه تمام شده بود! دو روز بعد ، چن در حال تدریس تای چی در مرکز آموزش خود بوده است که شن با هدیه ای گرانبها به دیدن چن میآید. شن رو به شاگردان چن که با حیرت این صحنه را نظاره  میکردند، نموده  و میگوید :" استاد چن نه تنها در ووشو استاد است ، بلکه استاد اخلاق نیز هست. آن شب استاد چن به من اجازه داد تا دستانش را بگیرم . من سعی کردم از ممنتم حرکت او استفاده کنم ولی نتوانستم . وقتی سعی کردم پایم را از زمین بلند کنم ، دیدم که بازهم توان انجام چنین کاری را ندارم و فورا متوجه برتری استاد چن شدم. استاد چن نه مرا زمین زد و نه به کسی چیزی گفت و این بسیار با ارزش است. من امروز آمده ام تا مراتب قدردانی خود را ابراز کنم."  اینها فقط گوشه ای از شخصیت والای چن فاکه بود . او سالها در پکن زندگی کرد بدون آنکه در بین ووشوکاران ، دشمنی برای خو بتراشد. از بین شاگردان بی شمار چن فاکه ، اساتید مشهوری پا به عرصه ووشو نهادند که برخی از آنها عبارتند از : لیو روی ژان  - تانگ هائو  - گو لیو شین  - لئی مومین  - تیان شیوچن  -  لی جین وو  -  فنگ جی چیانگ  -  لی جونگ یین   که برخی از آنها قبل از پیوستن به جمع شاگردان چن فاکه ، در سبکهای دیگری از ووشو ، مرتبه استادی داشته اند. این نکته نمای گویایی از جایگاه چن فاکه بعنوان استادی از تای چی چوان خانواده چن  در بین اساتید روزگار خود میباشد. پس از بنیانگذاری چین جدید ، چن فاکه با همکاری یکی دیگر از اساتید ووشو بنام " هو یائوژن " ، انجمن ووشوی پایتخت را بریاست خود چن فاکه تاسیس کرده و در آنجا به اشاعه تای چی چوان خانواده چن میپردازد . چن فاکه در سن ۷۰ سالگی در پکن و در اثر بیماری در گذشت.

* چن ژائو پی  Chen Zhao Pei  

Chen Zhao pei

    چن ژائو پي يكي از اساتيد نسل هجدهم خاندان چن و از جمله نخستين كسانيست كه سبك چن تاي چي را به بيرون از روستاي چن برده و تدريس نموده است. او عاشق تدريش و اشاعه تاي چي چوان بود. او پرورش دهنده چهار ببر نسل نوزدهم(Taiji Jingang) يا چهار استاد برجسته نسل نوزدهم يعني   " چن ژنگ لي (Chen Zheng Lei) ، چن شيائو وانگ(Chen Xiao wang)، وانگ شي آن (Wang Xi An) ، و  ژو  تين  چاي (Zho Tian Cai) " ميباشد . او را ميتوان احيا كننده مجدد تاي چي چوان بشمار آورد.

چن ژائو پي در هشتم آوريل ۱۸۸۳ در روستاي چن جياگو بدنيا آمد. او كه خود را " جي فو (Ji Fu) " ميناميد ، مطابق سنت خانوادگي ، تاي چي چوان را از كودكي نزد پدرش " چن دنگ كه (Chen Deng Keاز نسل هفدهم ) " آموخت و سپس اين هنر را نزد عموي پدرش " چن يان شي (Chen Yan Xi از نسل شانزدهم) و پسر عموي پدرش يعني" چن فا كه "  ادامه داد. او بعدها تئوري تاي چي را نزد " چن پين سان (Chen Pin San از نسل شانزدهم) فراگرفت . او در جواني با شور و اشتياق فراوان به تمرين تاي چي ميپرداخت و در سرما و گرما ، روزانه ۳۰ بار فرمها را تمرين ميكرد. او در ۲۱ سالگي روستا را ترك كرده و در استانهاي " گان سو"  و "  هبي "  به تدريس پرداخت . پس از ۷ سال به روستا برگشته و در انجمن هنرهاي رزمي منطقه "ون (Wen) " بعنوان مربي مشغول بكار شد. او كه در زمينه گياهان دارويي هم فعاليت ميكرد در سال ۱۹۲۸ بنا به دعوت يكي از متخصصين گياهان دارويي ، براي تدريس تاي چي چوان به پكن رفت . در آن زمان تاي چي چوان سبك يانگ در پكن شناخته شده بود و تاي چي كاري نبود كه نداند سبك رزمي يانگ لوچان ، برگرفته از سبك رزمي روستاي چن جياگو ميباشد. لذا بسياري از كساني كه متوجه شدند  چن ژائو پي از نوادگان خاندان چن و استاد هنرهاي رزمي است ، نزد او آمده و خواستار شاگردي او شدند.ژائو پي در پكن بطور همزمان در هفده مركز مختلف از جمله دانشگاه " چائو يانگ " و دانشگاه " يو ون " تدريس مينمود. پس از مدتي(يعني سال ۱۹۳۰) مسئولين شهر نانجينگ كه آوازه ژائو پي را شنيده بودند از وي براي تدريس دعوت بعمل آوردند. او كه نمي توانست خيل عظيم شاگردانش را در پكن رها كند از استادش " چن فا كه " دعوت كرد تا براي تدريس  به پكن بيايد و خود به نانجينگ رفت و در مراكز مختلف به امر آموزش مشغول شده و نيز بعنوان استاد افتخاري انستيتو مركزي هنرهاي رزمي نانجينگ منصوب گرديد.او در سال ۱۹۴۲ به شهر " شيان" در استان" شان شي " دعوت شده و در نيروگاه رودخانه زرد مشغول تدريس شد. در سال ۱۹۵۸ به روستاي چن جياگو رفته و در بهار همان سال در مسابقات هنرهاي رزمي استان هنان شركت نموده و مقام اول را بدست آورد. دراين ايام او متوجه شد كه بدليل استرسهاي ناشي از جنگ جهاني و جنگهاي داخلي بين كمونيستها و ناسيوناليستها ، ديگر مردم زيادي به تمرين تاي چي نمي پردازند و ديگر كسي نيست كه تاي چي را به نسل بعدي بياموزد. اين مسئله او را بسيار نگران كرد زيرا ميديد كه اين هنر كم كم رو انحطاط و نيستي ميرود. بنابراين به محل كار خود در نيروگاه رودخانه زرد برگشته و تقاضاي بازنشتگي زودتر از موعد نمود. سپس با شور و اشتياق فراوان به روستاي چن جياگو و زندگي دلاورانه خود بازگشت تا بستر يك آموزش  بنيادي را بگستراند. او حدود ۳۰ تن از كودكان مستعد روستا را در مقابل در منزلش جمع كرده و شروع به تدريس نمود . او در جلوي كلاس آموزش ميداد و همسرش پشت سر او تكنيكها را تصحيح ميكرد. او خيلي پر حوصله بود و از تصحيح تكنيكها ، رنج بسياري متحمل ميگرديد ولي هيچوقت عصباني نمي شد.تاي چي چوان پر شور و با نشاط تولدي دوباره در منطقه ون شيان پيدا كرده بود اما اين شور و نشاط چندي نپائيد زيرا طي اين سالها بلاياي طبيعي مختلفي همچون سيل و خشكسالي  دامن گير مردم شد و با آغاز انقلاب فرهنگي چين ، تاي چي چوان بعنوان يك سنت قديمي و مهجور و نوعي خرافات معرفي شده و گسترش آن ممنوع اعلام گردید . همچنين از آنجائيكه ژائو پي در سال ۱۹۳۰ ارتباطاتي با ناسيوناليستهاي نانجينگ داشته ، متحمل مرارتهاي بسياري گرديد. در اين دوران ،  امكان تدريس و تحصيل تاي چي بسختي ميسر ميشد. "چن كه سن (Chen Kessen) "  پسر ژائو پي نقل ميكند كه :" در كوران انقلاب فرهنگي چين ، پدرم آزار و اذيت هاي بسياري كشيد و متهم به شركت در جلسات مبارزاتي گرديد . اما در سكوت شبها ، چن ژنگ لي و تعداد ديگري از شاگردان برجسته پدرم ، مخفيانه نزد او رفته و به فراگيري تاي چي چوان ميپرداختند. پدرم شجاعانه نشان داد كه از آزار و اذيت ها نمي هراسد و به آموزش تاي چي ادامه مي داد."  ژائو پي قطعه شعري دارد بدين مضمون : " در هشتمین دهه عمرم به آموزش تاي چي مشغولم و هراسي از سختي يا همواري راهي كه در پيش گرفته ام در دل ندارم. چه بادهاي هراسناك بوزند و چه بارانهاي سهمگين ببارند و هر مشكلي كه پيش بيايد ، من دلخوش به ديدن آنم كه خانه روستائيم مملو از وارثان نسل آينده است".

Chen Zhao Pei

 او ميديد كه شاگردانش گاهي با جديت و گاهي با سستي تمرين ميكنند. اين امر او را بشدت عصباني ميكرد ولي هيچگاه به روي خود نمي آورد و در عوض سعي ميكرد به شاگردانش بفهماند كه چرا بايد با پشتكار به تمرين ادامه دهند. او داستانهايي از موسيقيدانان معروف چين كهن تعريف ميكرد كه براي بنيان نهادن موسيقي اصيل چيني چه سختيها كشيده و با ماليدن نمك به چشمانشان ، خود را كور كردند تا فقط بر قوه شنوايي و لامسه خود اتكا نموده و با تمركز كامل ، اين موسيقي را بپرورانند. همچنين از ژنرال " يوئه في (Yueh Fei) "  برايشان ميگفت كه از مادرش خواسته بود عبارت : " خودت را عاشقانه وقف وطن كن " را بر پشت او خالكوبي كند. او اين داستانها را براي شاگردانش نقل ميكرد تا آنها قهرمانان اين داستانها را الگوي زندگي خود قرار داده و سعي ميكرد به ايشان بفهماند كه آنها نسل بعدي ميراث دار اين هنر هستند و براي زنده نگهداشتن آن بايد مدام تمرين كنند.اگر اين كار را نكنند  ، نسل آنها سنت شكني كرده و نخواهند توانست اين هنر را به نسل هاي بعدي منتقل كند. در پايان انقلاب فرهنگي كمونيستها تصميم گرفتند كه هنرهاي رزمي را گسترش دهند. اين خبر روحيه و اعتماد بنفس استاد را بطرز چشمگيري افزايش داد و آموزش او ابعاد وسيعتري بخود گرفت .او با پشتکار فراوان آموزش میداد و  اگر كسي تكنيكي را ياد نمي گرفت ، او بارها و بارها آنرا برايش تكرار ميكرد . او نه تنها حركت را تشريح ميكرد بلكه اصول پشت آن و كاربردهاي آنرا نيز توضيح ميداد. او در سن هشتاد سالگي هم ميتوانست تويي شو را آموزش دهد.او در سال ۱۹۶۴ در مسابقات ملي هنرهاي رزمي شركت نموده و بعنوان " استاد برتر تاي چي چوان " برگزيده شد و در همان سال بعنوان عضو انجمن ملي ووشو منصوب گرديد.

Chen Zhao pei

 در سال ۱۹۷۲ ژائو پي پس از شركت در مسابقات ووشوي استان هنان ، چند روزي در ژنگ ژو (مركز استان هنان) اقامت گزيد. در اين مدت مشتاقان تاي چي دسته دسته بديدن او ميآمدند و از او مي خواستند به آنها تاي چي بياموزد و ژائو پي لبريز از شور و اشتياق ، عاشقانه و بدون وقفه ، تمام روز را به تدريس و نمايش حركات تاي چي چوان ميپرداخت . وقتي پسرش از او ميخواهد كه كمتر خود را به زحمت بياندازد پاسخ ميشنود كه :" من براي آموزش تاي چي ، ستمها كشيده ام و مخفيانه آنرا آموزش داده ام . حالا كه دولت مشوق اينكار است و اين همه علاقمند براي فراگيري آن آمده اند ، چطور اين فرصت طلايي را از دست بدهم ". او بقدري به اينكار ادامه داد تا اينكه در بيمارستان بستري شد. پس از ترخيص از بيمارستان ، پزشكان به او استراحت مطلق دادند ولي ژائوپي كسي نبود كه استراحت كند .تا اينكه بلاخره در روز ۳۰ ام دسامبر ۱۹۷۲در سن ۸۰ سالگي در اثر بيماري هپاتيت درگذشت. او تمام عمر خود را بدون آنكه بدنبال شهرت و مقام باشد به تدريس تاي چي چوان پرداخت . او  جوهره تاي چي چوان را به مردم شناساند و قائله ريشه يابي منشاء تاي چي چوان را خاتمه بخشيد. استاد چن ژنگ لي ميگويد : " مرگ او ناشي از كار بيش از حد بود. شرايط زندگي او در روستا چندان تعريفي نداشت و او نمي توانست انرژي را كه در آن سالها صرف آموزش ميكرد جايگزين نمايد. او درگذشت اما گروهي از جوانان عاشق تاي چي چوان را برجاي گذاشت. اساتيد اين سبك ، چه از روستاي چن جياگو باشند و چه جاهاي ديگر ، همه دنباله رو او هستند.او كسي است كه اين هنر را از مسير فنا به حيات دوباره رساند و نسل بعدي اساتيد را در روستاي چن جياگو پرورش داد". چن ژائو پي در تاريخ توسعه سبك چن تاي چي چوان ، استاد بزرگي است چراكه ضمن احيا ي مجدد اين سبك ، نقش پل ارتباطي نسل قبل و نسل بعدي خود را به بهترين نحو ايفا نمود. از تاليفات او ميتوان به كتب ذيل اشاره كرد:

1 – نگاهي اجمالي بر سبك چن تاي چي چوان ( سال  1935- Chen Shi Taijiquan Hui Zong).

2- پيش درآمدي بر تاي چي چوان ( سال  1935- Taijiquan Ru Men).

3- سبك چن تاي چي چوان مصور  ( سال 1962 – Chen Shi Taijiquan Yin Meng ).

4- سيزده فصل در تئوري تاي چي چوان ( Chen Shi Taijiquan Lilun Shisan Pian  اين كتاب منتشر نشده و نسخه خطي آن در سال ۱۹۷۲ كامل گرديد).

                                                                                                                      روحش شاد

 

* یانگ لوچان  Yang Lu chan

Yang Lu Chan

 یانگ فو کوئی (Yang Fu Kui) معروف به یانگ لو چان ، ابداع کننده سبک یانگ تای چی چوان است .او در سال ۱۷۹۹ میلادی در روستای نان گوئن شهرستان یونگ نیان از توابع گوانگ پینگ در استان هبی چین ، در خانواده ای فقیر چشم به جهان گشود. او از کودکی به فراگیری هنرهای رزمی شائولین پرداخت و بدلیل نیاز خانواده اش از ۱۰ سالگی در یک مغازه خواربار فروشی مشغول به کار گردید. یک روز مرد تنومند و بی ادبی وارد داروخانه  Tai He در مجاورت محل کار لوچان شده و درخواست داروی گیاهی گرانبهایی نمود و قصد داشت مبلغ ناچیزی در قبال آن بپردازد. آنچه که لوچان توانست ببیند فریاد بلند آن مرد و پرتاب مشت او بود و  صحنه بعدی اینکه مرد تنومند تا وسط خیابان پرتاب شد بدون اینکه داروخانه دار حرکت چندان تندی از خود نشان داده باشد. لوچان احساس کرد این کار عجیبی است که یک نفر بتواند بدون استفاده از قدرت بدنی، چنین ضربه شاهکاری بزند. لوچان پس از چند روز این شجاعت را در خود ایجاد کرد که نزد داروخانه دار رفته و از وی تقاضای شاگردی نماید. نام داروخانه دار " چن دهو (Chen De Hu) "  و از اهالی روستای چن چیاگو بود. چن دهو ابتدا جانب احتیاط را رعایت کرده و از پذیزش یانگ اجتناب نمود ولی پس از اینکه صداقت و نجابت لوچان را دید به او گفت که نام هنر رزمی اش، تای چی چوان بوده و این هنر متعلق به روستای چن جیاگو در شهرستان ون شیان استان هنان میباشد و ادامه داد که در روستای من ، مردم زیادی به تمرین تای چی میپردازند و استاد من، استاد  " چن چانگ شین (Chen Chang Xing) معروف میباشد. لوچان بسیار ذوق زده شده و از چن دهو خواست تا او را به استاد چن چانگ شین معرفی کند. پس از موافقت چن دهو ، یانگ سریعاْ یونگ نیان را به مقصد روستای چن ترک نمود و در منزل استاد بعنوان خدمتکار ساکن و مشغول به کار گردید. لوچان پس اینکه استعداد و صداقت خود را به استادش نشان داد تحت تعلیم وی قرار گرفته و در واقع اولین غریبه ایست که هنر رزمی چن چوان ( یعنی هنر مشت زنی سبک چن) یا همان تای چی چوان، به وی تعلیم داده شده است. یانگ همراه با دیگر اعضای خانواده چن و در سرما و گرما به تمرین تای چی می پرداخت. گفته میشود یانگ پس از شش سال به زادگاهش برگشت و مردم روستا که میخواستند هنر رزمی او را محک بزنند از او خواستند در مبارزه ای شرکت کند . او در این مبارزه شکست را پذیرفت ولی هیچگاه امید خود را از دست نداد و مجدداْ برای یکدوره شش ساله دیگر به روستای چن جیاگو عزیمت نمود. دومین بازگشت لوچان به زادگاهش مصادف بود با سال نو چینی . مردم از این بابت هیجان خاصی داشتند و تصور میکردند که او دیگر شکست ناپذیر است. در آن منطقه رزمی کار دیگری زندگی میکرد که بنوعی با روستای چن در ارتباط بوده و سبکهای متعدد رزمی را کار کرده بود. او تمایل داشت تا توان رزمی یانگ را ارزیابی کند . براین اساس مبارزه ای ترتیب داده شده و در آن، دو مبارز به نتیجه تساوی رضایت دادند. یانگ با آنکه توانسته بود در مقابل مبارزی در آن سطح تبحر بایستد ولی احساس میکرد مهارتهایش هنوز کامل نشده فلذا تصمیم گرفت برای بار سوم نزد استادش برگردد. در سفر سوم ، چن چانگ شین مهارتهای یانگ را به حد اعلا رسانده و عنوان کرد اگر اینبار لوچان به زادگاهش بازگردد، دیگر کسی را یارای مقابله با او نخواهد بود. لوچان به زادگاهش برگشت و دیگر هیچوقت در مبارزاتش شکست نخورد. یانگ لوچان در مجموع ۱۸ سال در روستای چن به مطالعه و تمرین تای چی پرداخت و با آنکه تمامی آموزشها را از چن چانگ شین فرا گرفته بود ولی هیچگاه از توانایی های خود راضی نشد. او تمامی جنبه های سبک رزمی خود را بدقت بررسی و تمرین می نمود تا اینکه به سطح اعجاب برانگیزی از مهارت رزمی رسیده و شهرت عام یافت. 

یانگ لوچان پس از مراجعت به زادگاهش ، به تدریس تای چی در خانواده Wu (که بعدها با ترکیب سبک یانگ و چن ، سبک Wu را بنیان نهادند) پرداخت. در این دوران بود که یانگ بواسطه مهارتهایش در مبارزه بسیار  معروف شده و با توصیه خانواده Wu بعنوان استاد هنرهای رزمی دربار سلطنتی به پکن دعوت شد. لوچان  پس از رسيدن به پكن درسال ۱۸۵۰ميلادي در منزل تاجري بنام ژانگ ميهمان شد. يكي از كسب و كارهاي خانواده ژانگ ، تعليم سبكهاي مختلف رزمي بود. اولين برخورد يانگ با خانواده ژانگ  در يك مجلس ميهماني رخداد كه در آن مجلس هركس ميتوانست مهارتهاي رزمي خود را بنمايش بگذارد. در آن اثنا يكي از سران خانواده ژانگ نگاهي تحقيرآميز به اندام نحيف يانگ انداخته و نمايش او را به زمان بعد از نمايش يك رزمي كار معمولي موكول كرد. پس از نمايش حركات يانگ، آقاي ژانگ از او پرسيد آيا " مشتهاي نرم مثل پارچه " يانگ لوچان توانايي مبارزه با حريف را نيز دارد؟ لوچان پاسخ داد، بجز سنگ و آهن و برنز ، او ميتواند هر كسي  كه از گوشت و خون ساخته شده باشد را شكست دهد. ژانگ پرسيد آيا حاضر است مبارزه كند؟  و يانگ پاسخ داد نه تنها با او بلكه با هريك از اساتيدي كه  در مجلس حضور دارند حاضر است مبارزه كند. با اين جواب همه ميهمانان به محوطه باغ رفتند تا شاهد اين مبارزه باشند. با شروع مبارزه، يكي از اساتيد هنرهاي رزمي همچون ببري خشمگين بطرف لوچان خيز برداشت و وقتي دو مبارز بهم رسيدند، لوچان فقط دستانش را بلند كرد و در برابر چشمان حيرت زده تماشاگران، حريفش چند متري روي هوا به عقب پرتاب شد. بلافاصله استاد ديگري بطرف لوچان حمله ور شد و او نيز قبل از تمام شدن تكنيك اول، چند متر آن طرفتر بر روي زمين غلطيد و با ديدن اين صحنه ديگر كسي بخود جرات نداد تا به لوچان حمله کند. پس از بازگشت حاضران به سالن ميهماني، لوچان را در بالاترين صندلي مجلس جاي دادند و بسيار احترام كردند. از آن روز به بعد لوچان شروع به تعليم تاي چي در اقامتگاه ژانگ نمود. پس از اين ميهماني، مبارزان بسياري براي مبارزه با لوچان بدانجا مي آمدند و بهر نحو پذيراي شكست مي شدند. از اين زمان به بعد بود كه يانگ لوچان بنام " يانگ شكست ناپذير ( Yang Wu Di) " ملقب گرديد. در آن دوران از تاريخ چين ، امپراطوران سلسله چينگ (Qing) كه از منچوري هاي شمال بودند بر اين كشور حكومت ميكردند. مردم چين (كه اصطلاحاً نژاد هان ناميده ميشوند) منچوري ها را اجنبي و غارتگر مي دانستند و منچوري ها نيز بر هنرهاي رزمي نژاد هان ( چيني ها) چشم طمع داشتند . كسب شهرت و مقام استادي در دربار امپراطور ، لوچان را بر سر دو راهي سختي قرار داده بود. او يا بايد عمق هنر رزمي خود را به منچوري ها ياد ميداد و يا تغييراتي در آن ايجاد مي نمود تا هم تكنيك خود را حفظ كند و هم عطش درباريان را به اين هنر سيراب نمايد. در وقايعنامه هنر رزمي تاي چي نوشته Kuo Lien-ying آمده است كه فرم ساده شده اي از تاي چي در دربار امپراطور تدريس شد چرا كه درباريان تمايلي به تمرينات ساعيانه نداشتند و پسران يانگ (يانگ بان هو و يانگ چي ان هو) كه براي كمك به پدرشان در تعليم تاي چي به پكن آمده بودند، از نژاد هان بودند و نمي خواستند عمق هنر خانواده خود را به منچوري ها بياموزند. لذا سبك جديدي از تاچي چوان بنام يانگ شي تاي چي از خاندان يانگ لوچان بوجود آمد كه در طول ساليان بعد تغيیرات فراواني نمود. يانگ لوچان با سبك جديد خود موجب اشاعه تاي چي چوان در پايتحت و بتدريج در ديگر نقاط چين گرديد و خدمات او در اين راه شايان تقدير است. امروزه دو سبك شاخص يانگ تاي چي (و طيف وسيعي از فرمهاي مرتيط با آنها) وجود دارند كه بنام سبك پكني و سبك كوانگ پينگ(زادگاه يانگ) شناخته ميشوند. متداولترين فرم تمريني يانگ از سبك پكني استخراج شده و مربوط به فرمي است كه در دربار منچوري ها تدريس ميشد.  امروزه سبك يانگ با توجه به سهولت اجراي آن ، طرفداران بسياري در سرتا سر جهان دارد و علاقمندان این سبک از این حیث مدیون استاد بزرگی بنام یانگ لوچان هستند.      

 ادامه دارد . . . .

       

+ نوشته شده توسط حسین میرمحمدی در و ساعت |